جهان بدون موسیقی شاید جایی بود کسالت آور، موسیقی قطعا پدیدهایست که زندگی را زیباتر کرده و گاهی اوقات مانند پناهگاهی برای فرار از روزمرگی و مشکلات است.
موسیقی کلاسیک را بسیاری سرآمد این هنر میدانند، زادگاه هنرمندانی که میتوان آنها را نابغه خواند. آثار این هنرمندان نام آشنا به نوعی دنیا را تحت تاثیر خود قرار دادند و تحولی بپدند در دنیای رنگارنگ موسیقی. کنسرتوها یا قطعات موسیقی زیبا و بسیار نام آشنایی در دنیای موسیقی وجود دارند، قطعاتی که نامهای بزرگی در پشت ساختشان قرار گرفته، اما اینکه کدامیک بهترینند شاید انتخاب سختی باشد. در این مقاله به معرفی بهترین کنسرتوهای موسیقی پرداختیم.
● کنسرتوی امپراطور اثر بتهوون
آخرین اثر پیانوی بتهوون، قطعهای مهیج، اصیل، چالش برانگیز و البته فراموش نشدنی است که در بین سالهای ۱۸۰۹ تا ۱۸۱۱ نوشته شد و یکی از پنج ساختهی بتهوون با پیانو بود که متاسفانه خود او موفق به اجرای آن نشد. این قطعه اما بر خلاف اسمش هیچ ارتباطی با هیچ امپراطوری ندارد و در واقع بتهوون آن را برای رادولف، که حامی اصلی اش در آن زمان بود، ساخته است. این کنسرتو به طور غیر معمولی با کادِنزا (نوازندگی انفرادی) شروع میشود و با حرکتی آهسته و بهشت گونه ادامه مییابد و در انتها پایانی بهاری را با خود دارد.
● کنسرتو کلارینت اثر موتزارت
شاید بتوان گفت هیچ آهنگسازی نتوانسته برای کلارینت قطعهای به مانند کنسرتوی موتزارت بنویسد. موتزارت در هر مرحله بهترین ویژگیهای این ساز را به نمایش میگذارد. این قطعه بی شک یکی از بزرگترین و باشکوه ترین قطعات تاریخ موسیقی است و از سه بخش تند و بانشاط (Allegro)، ملایم وآهسته (Adagio) و دوباره با نشاط (Rondo: Allegro) تشکیل شده است.
● کنسرتوی ویولون اثر برامس
کنسرتوی ویولونِ برامس در بین قطعات عاشقانه، واقعا یکی از بی نظیرترین هاست. این قطعه دامنهی احساسی فوق العاده ای دارد که ویولون آن را به نحوی شایسته خلق کرده است.
برامس این کنسرتو را برای دوست صمیمیاش یوزف یواخیم نوشت، که ویولونیستی بزرگ در دوران خود بود.
● کنسرتوی ارکسترا اثر بارتوک
هیچ سولیستی در این کنسرتو وجود ندارد، اما همهی سازها نقش مهمی را در این قطعه ایفا میکنند و اثری بینظیر، آمیخته به شکوه، احساسات و نبوغ را در پنج بخش ارائه میدهند. بارتوک و خانوادهاش در ۱۹۴۰ از اروپای جنگ زده به ایالات متحده رفتند و مدتها برای گذران زندگی با چالشهای مختلف دست و پنجه نرم میکردند، بعدها بارتوک به ارکستر سمفونیک بوستون پیوست و با استقبالی بی نظیر رو به رو شد و در ۱۹۴۴ این قطعه را در این ارکستر به اجرا درآورد که از آن زمان تاکنون، یکی از محبوب ترین کنسرتوهای موسیقی است.
● کنسرتوهای براندنبورگ اثر باخ
کنسرتوی براندنبورگ باخ، مجموعهای شامل شش قسمت است که هر شش کنسرتو، لایق قرار گرفتن در بین بهترینهای دنیا هستند. هر کدام از این قطعات برای سازهای مختلفی ساخته شده اند. به طور مثال، در سمفونی شماره ۵ ویولون، فلوت و هارپسیکورد سازهای اصلی هستند.
تاریخ ساخت این قطعات مشخص نیست، باخ نسخه خطی آنها را در ۱۷۲۱ منتشر ساخت اما ممکن است که این کنسرتو را چند سال قبل از آن نوشته باشد.
● کنسرتوی ویولون سل اثر الگار
صدای واضح و رنج گستردهی ویولون سل، برای آهنگسازان بسیار الهام بخش بوده و الگار هم از این موضوع مستثنی نیست. در این کنسرتو، او از حداکثر قابلیت های ویولون سل بهره برده و با استفاده از زبان موسیقی بی نظیری که منحصر بفرد به خود اوست، لحظاتی از شکوه، اشتیاق و اضطراب را مجسم میسازد. این قطعه آخرین کار بزرگ الگار بود که در ۱۹۱۹ ساخته شد، اما در ابتدا تنها نمایشی پر سر و صدا بود و دههها طول کشید تا محبوبیت امروزش را بدست آورد، محبوبیتی که آن را مرهون ژاکلین دوپره و زحماتش برای بازسازی و تنظیم این قطعه است.
● کنسرتوی ترومپت اثر هایدن
درخشان ترین ساز که توسط آفتابیترین آهنگساز به کار گرفته شده! چه چیزی را میتوان دربارهی کنسرتوی ترومپت هایدن دوست نداشت؟ این قطعه زیبا را هایدن در ۱۷۹۶ برای دوستش آنتون ویندیگر که استاد و سازندهی ترومپت بود ساخت. این کنسرتوی سه بخشی، نشاط و ذوق بی نظیری را با مخاطبان خود به اشتراک گذاشته و نهایت توانایی موسیقیایی ترومپت را نمایش میدهد.
● کنسرتوی چهار فصل اثر ویوالدی
همهی ما چهار فصل ویوالدی را بارها شنیدیم و همین شاید دلیلی باشد برای اینکه ندانیم چه قطعهی بی نظیری است. در این قطعه در واقع چهار کنسرتو یکی شده و هر بخش به یک فصل سال اختصاص مییابد. هر یک از بخشها با تصویرسازی شاعرانهای که موسیقی مجسم میسازد، همراه است، از آواز پرندگان بهاری تا طوفان تابستانه و لغزش اسکیت بازها در میانهی زمستان. این قطعه در سال ۱۷۲۵ در آمستردام منتشر شد، هر چند ویوالدی آن را ۸ یا ۹ سال قبل از آن ساخته بود.
کنسرتوی چهارفصل جدالی بین هارمونی و نبوغ و در نهایت ترکیبی بی نظیر از هر دوی آنهاست.
● کنسرتوی شماره ۲ پیانو اثر راخمانینوف
کنسرتوی شماره ۲ پیانو اثر سرگئی راخمانینوف روسی را میتوان یکی از بهترین قطعات موسیقی طول تاریخ دانست. کنسرتویی که از اولین تا آخرین نت آن، شاهکاری بی نظیر است. ترکیبی فوق العاده از تکنوازی و همنوازی ، طوفانی از احساسات که به طرزی الهام بخش با موسیقی تنیده شده و قلب شنونده را با خود همراه میسازد.
راخمانینوف، پس از سالها شکست موسیقیایی به خصوص در سمفونی شماره یک خود، در سال 1901 موفق به نوشتن نسخه اولیه این قطعهی بی نظیر شد و دنیای موسیقی را تحت تاثیر خود قرار داد.
● کنسرتوی ویولون اثر سیبلیوس
لیست ما کامل نخواهد بود مگر با ژان سبیلیوس، آهنگساز مطرحی که آرزو داشت ویولونیستی حرفهای شود اما میتوان گفت که خیلی موفق نبوده! البته بعضی با کمی غرض اینگونه از او یاد میکنند، اما سیبلیوس انتقام این حرف را با کنسرتوی ویولونی که در سال ۱۹۰۴ نوشت، از منتقدان خود گرفت! دونالد تووی، منتقد موسیقی این قطعه را پولونایزی (نوعی رقص لهستانی) برای خرسهای قطبی توصیف کرد و گفت که این قطعه به مانند یخهای فنلاند، زادگاه سیبلیوس برق میزند.
این کنسرتو از سه بخش تشکیل شده : نشاط انگیز ملایم (Allegro moderato)، ملایم (Adagio) و تند و نشاط انگیز (Allegro). این اثر منحصر بفرد برای تکنوازها چالشی همه جانبه است و همین آن را به یکی از بهترینهای دنیا تبدیل کرده.
منبع: سایت آموزش آنلاین ماژورین
انگلیسی زبان شیرینیه و مثل هر چیز دیگهای وقتی حرفهای میشی جذاب و جذابتر میشه ،یکی از مسائلی که میتونه خیلی کمک کنه به انگلیسی صحبت کردن اون هم به صورت حرفهای، اصلاحات هستن که اگه ازشون در موقعیتهای به جا استفاده کنیم، میتونیم احساسات و یا منظورمون رو خیلی خوب و روشن بیان کنیم و حتی انگلیسی زبانها رو هم تحت تاثیر قرار بدیم!
تو این مقاله ۱۰ تا اصطلاح رایج بریتانیایی و کلاسیک رو بهتون معرفی میکنیم، این اصطلاحات تو موقعیتها و سناریوهای مختلفی استفاده میشن و بین کسانی که با لهجه بریتیش صحبت میکنن، خیلی رایج تر هستن تا آمریکاییها!
DON’T GIVE UP THE DAY JOB
فرض کنید که تازه یه کاری رو شروع کردید، و یا چیزی رو برای اولین باره که داره امتحان میکنید و خوب هم پیش نمیرید! یکی میاد بهتون میگه " don't give up the day job!" که شاید به نظر برسه داره بهتون مشاوره مالی میده! ولی خب منظورش اینه که با این رویهای که دارید پیش میرید قرار نیست اتفاقی بیفته! به طور کلی از این اصطلاح زمانی استفاده میشه که کسی داره کاری رو انجام میده ولی انقدر بده که بعید به نظر میرسه موفق بشه!
Example: “After he failed to play Wonderwall by Oasis on his acoustic guitar at the party, we advised him not to give up his day job”.
WIND-UP MERCHANT
شما هم ممکنه کسی رو بشناسید که با حرفاش بقیه رو ناراحت میکنه و بعدش میگه "بابا شوخی کردم!"، انگلیسیا به اینجور آدما میگن : "wind-up merchant"! تو فضاهای مجازی هم معادل این اصطلاح رو trolls (ترولز) میگن!
خلاصه که اینجور آدما واسه تفریح خودشون، بقیه رو شوخی شوخی ناراحت میکنن و خیلی "wind-up merchant" تشریف دارن!
Example: “Steven’s smart, but he’s such a wind-up merchant; he knowingly offends us just so he can laugh at us for being upset”
SPANNER IN THE WORKS
وقتی کسی یا چیزی یهو سر راه نقشههاتون سبز میشه از این اصلاح استفاده کنید! در اصل این جمله وقتی به کار میره که یه چیزی وارد موتور ماشین و یا قسمتهای دیگهش میشه و اونو از کار میندازه! البته هر اتفاقی تو زندگی که باعث عقب افتادن کاری بشه به عنوان spanner in the works به حساب نمیاد! واتفاقاتی رو میگن که منجر به مشکلات واقعی بشن.
Example: “Mick is usually great, but the fact that he wants to come over the same week as my parents makes him a real spanner in the works”
TAKE THE BISCUIT
اگر هر چیزی یا کسی خیلی شمارو اذیت و برانگیخته کنه، و یا در نوع خودش خیلی احمقانه باشه، میتونید اصطلاح "take the biscuit" رو استفاده کنید که معادل آمریکاییش هم میشه "take the cake ". تنها تفاوت بین این دوتا جمله اینه که آمریکایی ها تو موقعیتهای مثبت ازش استفاده میکنن ولی انگلیسیها وقتی یه اتفاق منفیای میفته!
Example: “I was mad when you didn’t do anything for the group project, but you really took the biscuit when you didn’t even show up for our presentation”.
:OVER-EGG
تو فارسی بهش میگیم "از شور به در کردن!" یعنی رو یه کاری انقدر فکر و انرژی و زمان میذاری و انقدر تکرارش میکنی که خراب میشه! مثل این میمونه که به کیکیت زیاد تخم مرغ بزنی! این اصطلاح رو اصلا از همین جمله گرفتن و معادلش میشه "over-exciting" که ینی بیش از حد انجام دادن یه کاری!
Example: “The cheese bread I made was great, but I over-egged when I added habanero peppers on top”.
WIND YOUR NECK IN
این دقیقا همون "سرت به کار خودت باشه"ست که ما ازش استفاده میکنیم! وقتی چیزی مستقیما به کسی مربوط نیست و الکی داره دخالت میکنه این اصطلاح رو براش به کار میبریم.
Example: “I get that you don’t want them to be mad at each other, but you’re not involved in their issue, so you should probably wind your neck in”.
BOB’S YOUR UNCLE
ریشهی این اصطلاح خیلی مشخص نیست که از کجا میاد، ولی در واقع وقتی به کار میره که یه کاری خیلی سخت تر از اونی بوده که فکرشو میکردی، تو فارسی هم به کنایه میگیم "'گفتنش آسونه" معادل دیگهی انگلیسیش هم "easier said than done " رو میشه مثال زد!
Example: “Just find a beat, record some vocals, and get them mixed and mastered. Bob’s your uncle, you’ve created a song!”
A FEW SANDWICHES SHORT OF A PICNIC
این اصطلاح خاص، آماده نبودن رو توصیف میکنه. در واقع برای کسی به کار میره که آمادگی و آگاهی کاملی از کاری که داره انجام میده رو نداره.
Example: “He’s a lot of fun to hang out with, but the fact that he thought it’d be okay to come to my house at midnight shows he’s a few sandwiches short of a picnic”.
FULL OF BEANS
این اصطلاح خیلی رایجه و کسی رو توصیف میکنه که خیلی مشتاق و پر انرژیه!منظور از دونهها (beans) هم اینجا همون دونههای قهوهست! ریشهی اون برمیگرده به این حقیقتی که دونههای قهوه پر از کافئینن! ( coffee beans).
Example: “You must be really full of beans this morning! How did you get up at sunrise and go on a run before I was awake?”.
QUIDS IN
اگه دارید روی یه کاری وقت و سرمایه میذارید و جواب هم میگیرید، میشه گفت شما "quids in" هستین! تو انگلیسی عامیانه به پوند میگن کوئید، و وقتی از اصطلاح "quids in" استفاده میشه، یعنی شما رو شانسید و حسابی دارید سود میبرید!
Example: “I can’t believe it! He played the lottery and he somehow managed to be quids in”.
منبع: سایت آموزش آنلاین ماژورین
پیانو در تاریخ موسیقی، چه مدرن و چه کلاسیک، سازی بسیار موثر بوده است. این ساز محبوب و زیبا در ایتالیا و در سال ۱۷۰۰ میلادی ساخته شد. برخی پیانو را تکامل یافتهی ساز هارپسیکورد میدانند. پیانو در طیی سالها تکامل خود به شکلهای مختلفی از جمله پیانو رویال، پیانو دیواری، دیجیتال، هیبریدی و در نهایت کیبورد درآمد. در اینمقاله ۱۰ حقیقت جالب را دربارهی این ساز بیان کردیم که شاید نمیدانستید!
۱- کشش سیمها
پیانوها معمولا حدود ۲۲۰ تا ۲۳۰ سیم فلزی دارند که خیلی محکم در کنار هم بسته شدند تا هنگام ضربهی چکش صدا تولید کنند. هر سیم به طور معمول حدود ۱۶۸ پوند فشار را متحمل میشود که باعث میشود کشش بیشتر پیانوهای استاندارد بین ۱۸ تا ۲۰ تن باشد، البته بعضی از پیانوها کشش وحشتناک ۳۰ تنی را هم تحمل میکنند. این حقیقت شگفت انگیز است که باعث میشود کوک کردن پیانوها کار سخت و پیچیدهای بوده و فقط توسط یک متخصص قابل انجام باشد.
۲- پیانوی کهکشانی
پیانوی کهکشانی توسط کمپانیِ سازهای کهکشانی در دبی ساخته شده که تخصصشان ساخت سازههای عجیب و لوکس است. پیانوهای زیادی وجود دارند که مانند اثری هنری هستند، اما این سازه را میتوان خاص ترینشان دانست. پیانوی کهکشانی را با قیمت ۱.۳۶ میلیون دلار میتوان یکی از گرانترین سازهای دنیا خواند. بدنهی این پیانو از ورقهای طلای ۲۴ عیار ساخته شده و دارای درب اتوماتیک و کلیدهای منحنی است.
۳- گرانترین پیانو
این پیانو ساختهی دست هایزمن است و برای اولین بار در المپیک ۲۰۰۸ پکن توسط پیانیست معروف چینی، لانگ لانگ، نواخته شد. این پیانو طراحی زیبا و شفافی دارد و به همین خاطر، به آن پیانوی کریستالی میگویند. این پیانو به قیمت ۳.۲۲ میلیون دلار به رسید و گرانترین پیانوی دنیا نام گرفت.
۴- اولین پیانوی اختراع شده
اولین پیانو در سال ۱۹۰۷ در ایتالیا توسط بارتولومئو دی فرانچسکو کریستوفورتی، که سازندهی معروف سازهارپسیکورد بود، ساخته شد. اولین ساختهی او را "هارپسیکورد با صدای بلند و نرم "میخواندند، این نام البته بعدها به پیانو کوتاه شد. هارپسیکورد تنها صداهایی در حجم و رنجی خاص را تولید میکرد، بنابراین ساخت سازی که به تماس حساس باشد، تحولی عظیم محسوب میشد. اولین پیانویی که اختراع شد بسیار گران بود، به طوریکه آن برای خانوادههای ثروتمند نیز به سادگی امکان پذیر نبود.اولین پیانوها قطعا متفاوت بودند و به خوبی پیانو های امروزی هم نبودند. در قرن نوزده میلادی بود که پیانویی با ظاهررایج امروزی ساخته شد.
۵- پیانوهای دیجیتال
پیانوهای دیجیتال برای نخستین بار در ۱۹۸۰ وارد بازار شدند، اگرچه سازهای الکترونیکی ۶۰ سال قبل از آن وارد دنیای موزیک شده بودند. اولین نمونهی پیانوی دیجیتال در واقع ساز آتیکی بود که توسط یک ارتقا دهنده، امکان تقویت صدا را میداد، بسیار هم محبوب بود و هنرمندان مشهوری همچون ری چارلز و دوک الینگتون، آن ساز را مینواختند.
۶- بزرگترین پیانوی دنیا
رکورد دار ساخت بزرگترین پیانو در دنیا، آقای آدریان مان نیوزلندی است. ساخت این پیانوی غول آسا ۴ سال زمان برد، وزن این ساز ۴ تن است و طولش به ۵.۷ متر میرسد. آقای مان ۲۵ ساله بود که موفق به اتمام ساخت این ساز غول پیکر شد.
۷- کوک کردن پیانو
یک پیانوی جدید باید سالی ۴ بار کوک شود که بعدها به ۲ بار در سال کاهش مییابد. همچنین پیانوها اگر در محیط های خیلی مرطوب و یا خیلی خشک نگهداری میشوند، باید کاملا کوک بمانند. پیانوهای دیجیتال نیاز به کوک شدن ندارند، گرچه نگهداری نامناسب از آنها منجر به تاب برداشتن صدایشان میشود.
۸- پیانو ساز زهی است یا کوبهای؟
این موضوع همیشه بحثی داغ در میان موزیسینها بوده است، شاید برای شما هم جالب باشد که بدانید این ساز را سازی کوبهای میدانند. گرچه پیانو توسط سیمها و در اثر برخورد چکش به آنها نواخته میشود، اما در ارکستر سمفونیک در میان سازهای کوبهای جای دارد.
۹- پیانوهای دیواری از پیانوهای رویال آهسته تر هستند
نواختن پیانوی رویال سریعتر از پیانوهای دیواری است، به این خاطر که پیانوی رویال دارای یک اهرم تکرار است و به نوازنده اجازهی تکرار نت ها حتی وقتیکه کلید کاملا بالا نیامده است را میدهد. اما نواختن نت تکراری در پیانوهای ایستاده نیازمند بالا آمدن کامل کلید است.
۱۰- پیانو، پادشاه سازهای موسیقی
پیانو را پادشاه سازها میدانند، دلیل آن هم اینست که رنج نتهایی که میتوان با پیانو نواخت بسیار وسیع و گسترده است ، از کوتاهترین تا بالاترین نتها با این ساز منحصر بفرد نواخته میشود.همچنین پیانو تنها سازیست که امکان همنوازی و نواختن ملودی به طور همزمان در آن وجود دارد، این دلایل است که پیانو را به سازی کامل و مستقل تبدیل میکند.
منبع:سایت آموزش آنلاین ماژروین
در دنیای موسیقی پیانو و پیانیستها همواره جایگاهی خاص داشتند و نقشی مهم را در تاریخ موسیقی دنیا ایفا کردند. افرادی مانند موتزارت، بتهوون و شوپن که برای همهی ما نامهایی آشنا هستند. اما کمی پس از این نوابغ بی بدیل نیز، نوازندگی پدید آمدند که نوع خودشان بی نظیر بپدند. در این مقاله قصد داریم تا به معرفی ۱۰ نوازنده ی برتر پیانو به انتخاب بسیاری از منتقدان موسیقی بپردازیم.
10- مایرا هس (1965-1890)
مایرا هس در دوران جنگ جهانی دوم، پیشگام درکنسرتهای روزانهی هنگام ناهار بود. این پیانیست بریتانیایی در ایالات متحده هم محبوبیت زیادی داشت.
علیرغم ظاهر جدی و سخت گیرانهاش (همیشه در کنسرتهایش سیاه میپوشید ) ذکاوت بالایی داشت که در مصاحبههایش مشهود است. آثار ضبط شدهی مایرا نشان دهندهی تفکری عمیق، شفاف و جدیت او در موسیقی است.
9- گلن گولد(1982-1932)
تعداد کمی پیانیست به مانند گلن گولد کانادایی وجود دارد. هوش و تخیلی عجیب و غریب او را به مسیرهایی غیر معمول سوق دادند. پس از شروع چشمگیرش در اجرا، از سکوی اجرا به طور کامل فاصله گرفت و خود را وقف ضبط صدا کرد. گرچه بسیار از هنرمندان آدرنالین اجرای زنده را با هیچ چیز در این دنیا عوض نمیکنند، اما گولد استودیوی ضبط را بهترین مکان برای عرضهی تفکر کمال گرایانهاش از موسیقی میدانست.
شخصیت جذاب او که به خاطر هیپوکندری، صندلی کوتاه پشت پیانو و تفکر التقاطیاش مشهور است، مورد توجه بسیاری از فیلم سازان قرار گرفته است.
8- امیل گیللز(1916-1985)
گیللز صدایی خاص و ارکسترایی داشت که در نوع خودش بسیار کم نظیر بود. شهرتش را زمانی به دست آورد که در مسابقات بین المللی ملکه الیزابت در 1983 برنده شد. اما جنگ برنامههای شغلی او را متوقف کرد. در 1944 اولین نمایش جهانی سونات شماره 8 پروکوفیف را در مسکو برگزار کرد. او اولین هنرمندی بود که مجاز به سفر در غرب بود. گرچه این هنرمند به خاطر نوازندگی آثار برامس و بتهوون معروف شد اما آثار خودش نیز بسیار ارزشمند و ماندگار هستند.
7- دینو لیپاتی(1950-1917)
دنیا خیلی زود یکی از محبوبترین پیانیستهای کلاسیک را از ما گرفت. دینو لیپاتی جوان تنها ۳۳ سال داشت که از دنیا رفت، اما در همان مدت کوتاه، آثاری سرشار از عشقی عمیق را برجای نهاد که زیبایی خالص و سادهای را در خود دارند.
او در بخارست و در خانوادهای اهل موسیقی متولد شد. جرج انسکوی بزرگ پدرخواندهاش بود و در کنار کورتوت تحصیل میکرد. کار او در نوازندگی بسیار پر فراز و نشیب بود. ابتدا جنگ جهانی و بعد از آن بیماری سختی که در نهایت باعث مرگش شد، به او اجازهی تنها 15 سال نوازندگی را دادند.
6- سویاتوسلاو ریختر(1997-1915)
آثار ریختر را میتوان اینگونه توصیف کرد: ادراکی با شکوه در مقیاسی حماسی با تمرکز بر وفاداری به غریزهی آهنگسازی!
او چیزی را که قبلا وجود نداشته به کارش اضافه نمیکد، بلکه آثارش تنها انعکاس نبوغ او هستند. ریختر هیچگاه شوروی را ترک نکرد اما تورهای متعددی در غرب برگزار کرد و میراثی عظیم از آثارش را برای ما برجای گذاشت.
5- آلفرد کورتوت(1962-1877)
کورتوت یکی از بزرگان نوازندگی پیانو، زادهی سوئیس است. این هنرمند بزرگ به خاطر سه گانهی فوق العادهاش با ژاک تیبو(ویولون) و پابلو کاسالز(ویولون سل) معروف است. آثار او دارای سبکی شیوا و روان اند که آنها را افسانهای کرده است.
4- آرتور شنابل(1951-1882)
شنابل در لهستان امروزی متولد و در وین بزرگ شد. او شاگرد استاد بزرگ پیانو لشکتیسکی بود و بعدها به تکنوازی حرفهای تبدیل شد.
در برلین از سال 1925 استاد پیانو بود و در 1933 مجبور به فرار از رژیم نازی شد و به ایالات متحده رفت. نوازندگی شنابل ایده آلی است از عقل، احساس، دقت و استعداد. این هنرمند اولین پیانیستی بود که سیکل کامل 32 سونات پیانوی بتهوون را ضبط کرد.
شنابل به خاطر نوازندگی بی مثالش در آثار کلاسیک شهرت دارد.
3- آرتور روبنشتاین(1982-1887)
ذوق و شوق روبنشتاین برای زندگی کردن و جذابیت فوق العادهای که در شخصیتش یافت میشد، در موسیقی بی نظیرش نیز نفوذ کرده و او را پیانیستی بی بدیل ساخته است.
روبشتاین در لهستان متولد شد و از همان کودکی استعدادش را نشان داد، به طوری که بسیار مورد تحسین یواخیم، ویولونیست معروف قرار گرفت. او در طول جنگ جهانی به امریکا رفت و در 1932 با گذراندن دورهی تمرینی فشردهای، تکنیک خود را ابداع کرد.
روبنشتاین آثار بتهوون را بینظیر می نواخت. آثار ضبط شده از این هنرمند، حاکی از نشاطی مثال زدنی و رویکردی استثنایی در موسیقی میباشند.
2-ولادیمیر هوروویتس(1989-1903)
تنها یک هوروویتس وجود داشت! هنرمندی که در آثارش طیفی از انواع احساسات و زیباییهای موسیقی دیده میشود. طبعی بینظیر که مانندش را دنیا کمتر به خود دید است.
هوروویتس زادهی کیف بود و در 1925 شوروی را ترک کرده و به برلین رفت تا تحصیل کند، اما هیچگاه به وطن باز نگشت و به آمریکا کوچ کرد.
هوروویتس با بحرانهای شخصیتی فراوانی دست و پنجه نرم میکرد و همین مشکلات او را به سمت اعتیاد به داروهای ضد افسردگی سوق دادند.
کمتر کسی را میتوان یافت که اهل موسیقی باشد و با آثار این پیانیست بزرگ تحت تاثیر قرار نگیرد.
1- سرگئی راخمانینوف(1943-1873)
راخمانینوف توسط بسیاری از منتقدان به عنوان بزرگترین پیانیستی که دنیا به خود دیده است شناخته میشود. در روسیه او را جانشین بلامنازع چایکوفسکی میدانند.
راخمانینوف پس از انقلاب 1917 ابتدا به سوئیس و سپس به ایالات متحده رفت. راخمانینوف در آن زمان پیانیستی دوره گرد بود، اما در همان دوران هم ظرفیت زیادی در کار این پیانیست با استعداد دیده میشد.
رکوردهای ضبط شدهی این هنرمند نمونههای کم نظیریاند از لحنی نفیس و چشمههایی عمیق از احساس.
از آثار مشهور این هنرمند بزرگ روس می توان به سمفونی شماره ۲ و۳ و همچنین راپسودی بر اساس تمی از پاگانینی اشاره کرد.
منبع: سایت آموزش آنلاین ماژورین
اسپانیا در قرن 16 میلادی قدرتی برتر در دنیا بود، به طوری که دامنهی قدرتش از از شرق، بیشتر کشورهای اروپایی تا فیلیپین و هند و از غرب از اقیانوس اطلس تا آمریکا را شامل میشد. این گسترهی عظیم قدرت اسپانیا باعث شد تا اسپانیایی به یکی از رایجترین زبانهای دنیا تبدیل شود.
زبان اسپانیایی، زبان رسمی ۲۰ کشور در اروپا و آمریکاست و حتی در کشورهایی که زبان رسمیشان اسپانیایی نیست نیز، افراد زیادی به این زبان مسلط هستند. در این مقاله قصد داریم تا شما را بیشتر با این زبان شیرین و محبوب آشنا کنیم.
اسپانیایی، دومین زبان در دنیا
با 500 میلیون اسپانیایی زبان در دنیا، این زبان دومین زبانی است که در دنیا بعد از چینی ماندارین صحبت میشود. اسپانیایی زبانی رسمی در سازمان ملل متحد، اتحادیهی اروپا و سازمان تجارت جهانی میباشد.
گویشها و گوناگونیشان
همانطور که انگلیسی در ایالات متحده و استرالیا با انگلیسی در بریتانیا متفاوت است، اسپانیایی رایج در کشور اسپانیا نیز با آرژانتین فرق هایی دارند. بسیاری از گونههای محلی اسپانیایی به خصوص در تلفظ واژگان، متفاوت از یکدیگرند. به عنوان قانونی کلی، همهی گویشهای اسپانیایی از استاندارد نوشتاری معینی پیروی میکنند، اما در شکل گفتاری آنها تفاوتهایی وجود دارد. این گوناگونی تنها در اسپانیایی کشورهای و آمریکای جنوبی نیست، بلکه در مناطق مختلف اسپانیا و آمریکای لاتین گویشهای متنوعی رواج دارند.
ریشههای اسپانیایی
اسپانیایی زبانی هندواروپایی است که از لاتین ولگار، زبان محبوب و رایج بین بومیان، سربازان، بازرگانان و امپراتوری روم، نشات گرفته است. این زبان در شبه جزیره ایبری گسترش یافته و به خانوادهی زبانهای رومنس از جمله پرتغالی، فرانسوی، ایتالیایی و رومانیایی تعلق دارد.
الفبای اسپانیایی فونتیک (آوایی) است
اسپانیایی سیستم نوشتاری فونتیک دارد، به این معنی که هرچه نوشته میشود را میتوان همانطور که هست خواند و هرچه را که شنیده میشود، میتوان درست همانطور که به گوش میرسید، نوشت.
آکادمی سلطنتی بر استفاده از اسپانیایی نظارت دارد
آکادمی سلطنتی اسپانیا، در سال 1713 و با هدف جمع آوری و نگهداری از لغت نامهی رسمی زبان اسپانیایی، بنیانگذاری شد. از نظر قانونی اما، اجباری در پیروی از قوانین این آکادمی وجود ندارد ولی بیشتر کشورهای آمریکای لاتین و اسپانیا، آن را به رسمیت میشناسند.
تاثیرات زبان های دیگر بر اسپانیایی
زبان شناسان سه دورهی مختلف را شناسایی کردند که در آنها زبان اسپانیایی بیشترین تاثیر را از زبان های دیگر پذیرا شده است و به شکل امروزی خود درآمده.
دورهی اول به زمانی برمیگردد که زبان لاتین بیشترین نفوذ را بر اسپانیایی اعمال کرد. دورهی دوم در حدود سال 700هجری قمری و حملهی اعراب به اسپانیا اطلاق میشود که باعث دگرگونی بسیاری از الفاظ در این زبان شد، به طوریکه تقریبا 4000 کلمه در اسپانیایی،ریشهی عربی دارند. دورهی سوم در واقع دورهی جاری در زبان اسپانیایی و تاثیراتی است که انگلیسی و کلمات آن با رواج روزافزون تکنولوژی و موج جدید فرهنگی ناشی از آن بر اسپانیایی دارند، میباشد.
ایالات متحده، کشوری با بیشترین تعداد اسپانیایی زبان
با 120 میلیون بومی، مکزیک بزرگترین کشور اسپانیایی زبان است، اما این آمار میتوانند به زودی دستخوش تغییر شوند. تحقیقاتی که برروی رشد جمعیت لاتین تبار صورت میگیرد، نشان میدهد که ایالات متحده تا سال 2050، به بزرگترین خاستگاه اسپانیایی زبانها تبدیل میشود.
اسپانیایی، زبانی ساده برای یادگیری
اسپانیایی را میتوان یکی از راحتترین زبانها برای یادگیری دانست. طبق آمار ارائه شده توسط موسسه خدمات خارجی ایالات متحده، یک انگلیسی زبان به طور میانگین به 23 تا 24 هفته و بین 575 تا 600 ساعت کلاس برای حرفهای شدن در این زبان نیاز دارد. به خاطر سیستم سادهی تلفظ و شباهتهای بسیاری که در الفبا و ساختار اسپانیایی و انگلیسی وجود دارد، انگلیسی زبانها بسیار راحتتر از دیگران به اسپانیایی مسلط میشوند.
علامت سوال و تعجب مع
بیشتر زبانها از یک علامت واحد در پایان جملات سوالی استاده میکنند (؟) که این سیستم مدتها پیش برای زبان اسپانیایی هم صادق بود. اما علامت سوال مع(¿) در سال 1754 توسط Real Academia Española یا همان آکادمی سلطنتی اسپانیا به زبان اسپانیایی وارد شد که بعدها همین آکادمی علامت تعجب مع(¡) را نیز به اسپانیایی معرفی کرد.
منبع: سایت آموزش آنلاین ماژورین
ژانرهای موسیقی خیلی زیادی تو دنیا وجود دارن، هرکدوم از این ژانرها هم هنرمندای خیلی معروف و محبوبی رو به دنیای موسیقی معرفی کردن. لیست ژانرهای موسیقی میتونه خیلی طولانی و مفصلتر از اینی باشه که ما تو این مقاله داریم، اما ما از خیلیاشون صرف نظر کردیم و فقط محبوب ترین و معروفترینهاشون رو بهتون معرفی کردیم.
1. پاپ
همونطور که از اسمش هم پیداست، قطعا پاپ محبوبترین و معروفترین ژانر در مارکت موسیقیست، اما تعریف دقیقی نمیشه از پاپ ارائه داد، چرا که در طول تاریخ تغییرات و پیشرفتهای بسیاری داشته. اما به طور کلی میتونیم بگیم هر ژانری در موسیقی که محبوبیت و فراگیری گستردهای داشته باشه، در دسته بندی پاپ قرار میگیره. به طور مثال موسیقی گروه معروف "بیتلز" از نقطه نظر ژانر، پاپ بوده. هر چند که عمدتا آهنگهای سافت راک تولید میکردن.
در طول دهه هشتاد، موسیقی پاپ به سمت استفاده از ابزارهای الکترونیکی رفت، اما امروزه این سبک موسیقی بیشتر از دنیای هیپ هاپ تاثیر میگیره، هر چند هنوز هم عناصر الکترونیکی در پاپ تاثیر گذار هستن.
2. رپ و هیپ-هاپ
این دو ژانر در دههی هشتاد میلادی شکل گرفتن، هرچند که ریشههاشون قدیمیتره و به سبک بلوز و گاسپل برمیگرده. استفاده از سبک گفتاری و صداهای الکترونیکی، این سبک موسیقی رو از فاکتورهایی مثل صدای خوب و یا توانایی نواختن یک ساز، بی نیاز کرده.
خیلی از زیر مجموعههای هیپ-هاپ مثل رپ و ترپ، جایگاه خوبی رو در دنیای موسیقی پیدا کردن و تاثیر گستردهای رو روی ژانرهای دیگه داشتن.محبوبیت این سبک موسیقی هر روز داره بیشتر میشه، البته با تشکر از اینترنت و شبکههای اجتماعی.
3. راک
این ژانر خیلی گستردهست و میشه دربارهاش کلی حرف زد، اما در این مقاله ما فقط یه نگاه کلی به این سبک ارزشمند در موسیقی داریم.موسیقی راک مستقیما از بلوز سرچشمه گرفت و در طول دههی پنجاه میلادی خیلی پیشرفت کرد، اول در ایالات متحده و بعد هم در بریتانیا. راک از لندن به سراسر اروپا رفت و در دههی شصت میلادی به موسیقی جریانات ایدئولوژیک تبدیل شد.موسیقی خشن راک اند رول، کم کم به سبکهای پیچیده دیگهای مثل راک پراگرسیو تبدیل شد. بعدها اما با پدید اومدن سبکهایی مثل پانک، دوباره رویکرد خشن و سادهی خودش رو پس گرفت.
در سالهای اخیر و با وجود گستردگی سبکهای جدید و رشد ابزارهای الکترونیکی در صنعت موسیقی، متاسفانه راک محبوبیت سابق خودش رو از دست داده.
4. الکترونیک
رشد تکنولوژی و کامپیوتر به موزیسینها این امکان رو داده تا به روشهای تازهای آهنگسازی کنن. موسیقی الکترونیک عمدتا در دههی هشتاد و نود میلادی به شهرت رسید، اما قبل از اون هم، زمانیکه ارکستراها در سالنهای رقص فعالیت میکردند، موسیقی محبوبی بود.
5. لاتین
هرچند که تا دههی هفتاد موسیقی لاتین به عنوان یک ژانر مستقل شناخته نمیشد، اما هر روز محبوب تر شد و به خصوص در چهل سال اخیر تونست به خوبی جایگاه خودش رو پیدا کنه.
قلمرو موسیقی لاتین بسیار گسترده است ، زیرا از رگاتون (Reggaeton) مدرن گرفته تا سامبای سنتی یا سبک های رقص کلاسیک دیگر گسترش می یابد.
6. راک آلترناتیو و ایندی
سبک ایندی در طول سه دههی اخیر رشد قابل توجهی داشته. بیشتر گروهها و خوانندههایی برچسب ایندی میخورن که سبک متفاوت و رویکرد جدیدی رو ارائه میدن. ریشهی لغوی ایندی هم به کلمهی "independent" که به معنی مستقل است، برمیگرده.
هرچند که این دو سبک موسیقی هیچوقت در صدر جدول محبوبترینها نبودن، اما بین افرادی که به دنبال موسیقی خوب و اصیل میگردن، راک آلترناتیو و ایندی،خیلی پرطرفدارن.بسیاری از زیر مجموعه های راک، مثل "گرانج" هم در این دسته بندی قرار میگیرن.
7. کلاسیک
شکی نیست که موسیقی کلاسیک، جزئی جدایی ناپذیر از فرهنگ ماست. هرچند که ارکسترها دیگه خیلی پرطرفدار نیستن، اما خیلی از مردم در سراسر دنیا در هر سن و سالی، به اپراها، کنسرتوها و سمفونیها گوش میدن و دوسشون دارن.
8. کِی-پاپ
این سبک موسیقی ابتدا فقط در کرهی جنوبی رایج بود اما الان در همهی دنیا طرفدار پیدا کرده. کی-پاپ، زیر مجموعهی موسیقی پاپ هست و به زبان کرهای خونده میشه.
ستارههای کی-پاپ جز پرطرفدارترین افراد در شبکههای اجتماعی و دنیای مجازی هستن.
9. کانتری
این سبک که بیشتر بین آمریکاییها و اروپاییها مورد توجهه، در طول زمان پیشرفت کرده و عناصری از سبکهای دیگه رو هم پذیرفته، اما هویت خودش رو همچنان حفظ کرده و گیتار آتیک، بانجو و صداهای زیبا، همچنان بخش اصلی و بزرگی از سبک کانتری رو تشکیل میدن.
10. متال
این سبک در اصل زیر مجموعهی راک محسوب میشه، اما به خاطر محبوبیتی که بعدها بدست آورد، خودش رو از راک جدا کرد و به سبکی مستقل تبدیل شد.
با گیتارهای تغییر شکل یافته، درام زدنهای سریع، تصاویر ترسناک و اشعار وحشتناک، این ژانر ایدهآل کسانیست که قصد دارن علیه ساختارگرایی قیام کنن و به موسیقی متفاوتی گوش بدن.
این مقاله معرفی کوتاهی از ژانرهای موسیقی داشت و تنها از محبوبترینها نام برد. اما ژانرها و سلیقهها دائما در حال تغییر و پیشرفت هستند، بنابراین ارائه یک لیست نهایی تقریبا غیر ممکنه.
منبع: سایت آموزش آنلاین ماژورین
زبان کرهای زبانی پرطرفدار در دنیا، به خصوص در میان جوانان و نوجوانان میباشد. کشور کرهی جنوبی به خصوص تونسته با رشدی قابل تحسین فرصتهای شغلی بسیاری رو فراهم کنه و بسیاری از افراد به همین دلیل به این کشور میرن و طبیعتا نیاز دارن که زبونشون رو یاد بگیرن. از دلایل دیگهی این محبوبیت میشه به فیلم های جذاب و سریال های پرکشش و همینطور موسیقی کی-پاپ اشاره کرد که خیلی هارو به سمت یادگیری زبان کرهای کشوندن. در این مقاله چند تا از حقایق جالب دربارهی این زبان رو بهتون میگیم تا شاید شما هم ترغیب بشید و برید کرهای یاد بگیرید!
کرهای، زبانی منحصر بفرد
هرچند بعضی از زبان شناسها معتقدن که کره ای تو دستهی زبانهای "آلتائیک" قرار میگیره و یجورایی ریشه در زبان ترکی داره، ولی واقعیت اینه که اصلا اینطوری نیست و کرهای یک زبان کاملا منحصر بفرده و به هیچ گروه زبانیای تو دنیا تعلق نداره.
تاثیر چینی بر کلمات کرهای
همونطور که گفتیم، کرهای به عنوان زبانی منحصر بفرد شناخته میشه، اما به خاطر سابقهی تاریخی ای که در روابط کرهای ها و چینیها وجود داره، بیش از ۶۰٪ از کلمات کرهای ریشه چینی دارن، البته گرامر زبان کرهای کاملا مستقل از زبان چینیه. از ۴۰٪ باقی مونده هم، ۳۵٪ از کلمات اصالت کرهای دارن و ۵٪ شون هم از زبانهای مختلف دیگه گرفته شدن.
فعل همیشه آخر جمله میاد
در زبان کرهای هم مثل زبان فارسی خودمون، همیشه فعل رو آخر جمله قرار میدیم. تو زبانی مثل انگلیسی اول میاد، بعد فعل و در آخر قرار میگیره ولی کرهای اینجوریه که اول میاد، بعد میاد و در آخر فعل.
سیتسمهای متفاوت برای شمارش
در زبان کره ای دو دسته اعداد داریم ۱_ اعداد چینی کره ای۲_ اعداد بومی کره ای که کاربرد هر کدوم متفاوته
اعداد کره ای چینی برای شمردن پول،تاریخ،دقیقه و شماره تلفن و اعداد بیشتر از ۱۰۰ استفاده می شود
اعداد بومی یا اصیل کره ای برای گفتن ساعت و واحد شمارش استفاده می شود
گویشها کرهیشمالی و جنوبی با هم فرق میکنن
مدت زیادی میشه که دو کشور شمالی و جنوبی از هم جدا شدن و روابطشون هم تیره و تاره! و به تبع این جدایی لغات، تلفظها و گرامر متفاوتی در این دو کشور رواج پیدا کردن!
هفت روش مختلف برای بیان احترام
مثل ژاپنی، کرهای هم سیستم پیچیدهای برای "گرامیداشت" افراد داره و بسته به فردی که بهش اشاره میشه، از کلمات و افعال متفاوتی استفاده میکنن تا دقیقا میزان احترامی که برای اون شخص قائلن رو بیان کنن.
سئول به معنی پایتخت
سئول پایتخت کرهی جنوبی با بیش از ۱۰ میلیون نفر جمعیته. در زبان کرهای سئول دقیقا معنی پایتخت رو میده! خلاصه که در انتخاب اسم واسه پایتختشون خیلی دقیق و صریح عمل کردن!
کرهای تا قرن ۱۵ام الفبا نداشت!
زبان کرهای قدمتی ۱۰۰۰ ساله داره اما، الفبای این زبان تا قرن ۱۵ میلادی شکل نگرفته بود و قبل از اون کرهای ها از کاراکترای چینی برای نوشتن استفاده میکردن.
داستان "چاقوی سوئیسی" در کرهای چیه؟
تو سریال آمریکایی "مک گایور" یه مامور مخفی هست که همیشه یه چاقوی سوئیسی همراهشه، این قضیه تو کرهی جنوبی حسابی ریشه دار شد، به طوریکه به چاقوی سوئیسی تو این زبان میگن "maekgaibeo-kal" !هرچند که kal یک کلمهی اصیل در زبان کرهایه، ولی "مک گایبو" دقیقا اسم شخصیت اصلیه سریاله!
منبع: سایت آموزش آنلاین ماژورین
درباره این سایت